خاندانی که بی وجود آنان بی شک آنچه از موسیقی سنتی و اصیل ایران برای ما باقی مانده است ، به این خاندان بسیار مدیون است ؛خاندانی که از « آقا علی اکبر فراهانی » نوازنده برجسته تار و سه تار در اوایل دوره ناصری شروع می شود و به استاد احمد عبادی نوه آقا علی اکبر و سه تار نواز برجسته روزگار ما خاتمه پیدا می کند .
استاد عبادی سحرگاه روز دوشنبه 19 اسفند ماه سال 1371 در 86 سالگی چشم از جهان فرو بست و نه تنها دوستان خود و دوستداران هنرش را داغدار ساخت ، بلکه این فرصت را از خوانندگان « آوا » هم گرفت که از زبان او مطالب تازه ای در مورد خاندان هنر و موسیقی ایران بخوانند .
تاریخ موسیقی ایران تاریخ روشنی نیست . از دو قرن پیش به آن سو،اطلاعات دقیقی از چند و چون کار موسیقی دانان و نوازندگان در دست نیست و آنچه باقی مانده ، چنان با افسانه و حکایت در آمیخته ، که از نظر پژوهش تاریخی و هنری چندان اعتباری به آن نمی توان بست . اما از حدود دویست سال پیش به این سو مسئله قدری روشن تر می شود . در این دو قرن به خصوص خاندانی در تاریخ موسیقی ایران مطرح می شود که هر یک از اعضای آن در حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی نقش موثری داشتند . از متقدمان آن خاندان باید آقا علی اکبر فراهانی را ذکر کرد . او فرزند شاه ولی بود و از سیرت درویشان پیروی می کرد از زندگی علی اکبر فراهانی هم چندان نمی دانیم . از این که آیا پدر وی « شاه ولی » به موسیقی آشنایی داشته یا خیر ، یا این که استاد وی چه کسی بوده است ، چیزی در دسترس نیست .
آنچه می دانیم این است که علی اکبر فراهانی از نوازندگان برجسته اوایل دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به شمار می رود ؛ تار نواز ماهری بوده و ارج و قرب خاصی در میان نوازندگان درباری داشته است تا جایی که به دستور ناصرالدین شاه ، نقاش بزرگ آن زمان میرزا ابوالحسن خان صنیع الملک تابلویی از وی و چند تن از شاگردانش کشید که این تابلو امروز هم وجود دارد . تاری که در این تابلو در دست میرزا علی اکبر فراهانی دیده می شود « قلندر » نام داشت که از همین نام بر می آید که این نوازنده سیرت درویشی داشته است ، به طوری که شب ها ساز خود را بر می داشت و به پشت بام خانه اش می رفت و با نوای سازش به راز و نیاز می پرداخت .
علی اکبر فراهانی حدود 1236 هجری قمری ( 1200 خورشیدی ) در فراهان به دنیا آمد . پدرش « شاه ولی » نام داشت و از همین نام بر می آید که او نیز مسلک درویشی داشته و شاید مانند بسیاری از دراویش سازی هم می نواخته که آن را به فرزند خویش نیز آموخته است . آقا علی اکبر فراهانی عمر طولانی نداشت و به 40 سالگی نرسیده از دنیا رفت .
« علی اکبر فراهانی عمر طولانی نکرده و به طوری که می گویند ، در هنگام فوتش با یکی از همسایگان درباره صدای ساز مشاجره داشته است . تا شب با تار « قلندر » به بام خانه می رود و با ساز به مناجات و راز و نیاز مشغول می شود و همانجا می خوابد ، بامداد او را متوفی می یابند . » آقا علی اکبر در شاعری نیز دستی داشت و ابیاتی چند از او باقی مانده است که معروف ترین آنها غزلی است در پنج بیت که با این بیت شروع می شود :
غمناک از آن نیم که فلک دشمن من است
تا دوست با من است چه پروای دشمن است